03
مارس

اختلالات سالمندان

اختلالات سالمندان (دمانس – افسردگي – اختلال خواب)

 

اواخر بزرگسالي كه به سالمندي هم مرسوم است، معمولاً به مرحلــه اي از دوره زنــدگي كـه در 65 سالگي شروع مي شود اطلاق مي شود .

سالمندي به تغييرات فيزيولوژيكي طبيعي و پيشرونده غيرقابل برگشت اطلاق ميشود كه در طول زندگي هر فردي رخ ميدهد. اگر چه اين فرآيند در همه افراد اتفاق ميافتد ولي اغلب با تغييرات مشخص در سلامت و نيازهاي تغذي هاي همراه است.

سالمندي مرحلهاي از زندگي انسان است كه به طور طبيعي با كاهش تواناييهاي جسماني و رواني همراه است. نزول اين تواناييها وقتي با شيوه زندگي كمتحرك، غيرفعال و ماشيني عصر حاضر همراه ميشود، مشكلات سالمندي را افزايش داده و از نظر اقتصادي، اجتماعي و رواني هزينههاي سنگيني را به جامعه تحميل مي كند.

تغييرات ناخوشايندي كه بسياري از سالمندان با آن مواجه ميشوند ، مانند فوت همسر و مشكلات جسمي ميتواند زمينه ساز بروز افسردگي در افرادي باشد كه حمايتهاي جسمي و رواني لازم را دريافت نميكنند .

پيري شناسان، سالمندان را به سه دسته تقسيم مي كنند :

سالمندان جوان: افراد 65تا 74سال؛

سالمندان پير: افراد 75 تا 84 سال

پيرترين سالمندان: افراد بالاي 85 سال .

فرايند پيري يعني دچار افت عملكرد شدن، البته تمام دستگاه هاي بدن با سرعت يكسان افت پيدا نمي كنند. برخي از اختلالات رواني دوران سالمندي عبارت است از: اختلالات افسردگي، اختلالات اضطرابي، اختلالات هذياني، سوء مصرف و وابستگي به مواد، اختلالات خواب و اختلالات شناختي از جمله دمانس (زوال عقل ).

در اين نوشته به بررسي سه اختلال شايع دوران سالمندي يعني زوال عقل، افسردگي و اختلال خواب مي پردازيم :

زوال عقل (آلزايمر)

يعلا م بيماري

ضعف حافظه و فراموشي

بيمار مبتلا به آلزايمر ممكن است اشيا را جابه جا بگذارد، وعده ملاقات را فراموش كند، داروهاي خود را مصرف نكند، و يك س ل ؤا يا خاطره را مرتب اً تكرار كند، حتي اگر لحظاتي قبل آن را مطرح كرده باشد .

مشكلات تكلم و بيان به تدريج كه حافظه كوتاه مدت ضعيف تر و كم كم محو مي شود،بيمار توانايي به ياد آوردن لغات مناسب براي جمله بندي را از دست مي دهد.توانايي نگهداري زنجيره افكار و ترتيب جملات نيز در بيمار مختل مي شود،به طوريكه گاه بيمار در جمله سازي درمانده ميشود .

مشكل خواندن و نوشتن به موازات كاهش توانايي تكلم و بيان، توانايي خواندن نيز كاهش مي يابد .

دليل آن روشن است، زيرا قدرت تمركز فكركاهش يافته، بيمار قادر به نگهداري اطلاعات به مدت لازم نيست و چون نمي تواند جمع بندي كند، توانايي استفاده از اطلاعات را از دست مي دهد .

اشكال در محاسبه جمع و تفريق و كاركردن با اعداد، احتياج به حافظه دارند . بيماران مبتلا به آلزايمر به دليل نقص حافظه و فراموشي، توانايي تفكر انتزاعي را از دست مي دهند و در نتيجه دچار مشكل در محاسبات عددي مي شوند .

ضعف تصميم گيري ممكن است در وسط تابستان، كت زمستاني يا پالتو بپوشند و رابطه فصل با لباس را درك نكنند، يا چك بي محل بنويسند، يا رفتار پرخاشگرانه بدون توجه به نتيجه آن داشته باشند كه متأسفـانه گاه اطرافيـان دست به رفتار متــقابل مي زنند .

عدم آگاهي به زمان و مكان بيماران آلزايمري دچار اشكال در درك زمان و فضا هستند، زيرا حافظه نقش مهمي در هماهنگي با محيط و آشنايي با آن ايفا مي كند . اين بيماران كه دچار نقصان حافظه هستند، گاه حتي در منزل خود گم مي شوند يا براي وارد شدن به ماشين سر خود را خم نمي كنند .

عدم تشخيص اطرافيان يكي از علايم بسيار آزاردهنده، فراموش كردن اسامي اطرافيان يا بستگان است .

از دست دادن علاقه و لذت بيماران احساس مي كنند به علت افت مهارتهاي فكري و ناتواني و نقصان حافظه ديگر به درد جامعه نمي خورند و شوق و علاقه خود را به زندگي و هر چيز جالبي از دست مي دهند .

افكار هذياني در ابتداي بيماري، افكار بدبيــنانه هذياني چنــدان ديده نمي شود ولي بتدريج كه با پيشرفت بيماري، فرد توانايي ربط دادن نتايج را به رويدادها از دست مي دهد، افكار هذياني بر وي مستولي شده و شكاك و بدبين مي شود .

مشكلات جنسي مطالعات علمي هنوز نتوانسته اند علل كاهش يا افزايش تمايلات جنسي را توضيح دهند ولي اكثر اين بيماران دچار كاهش ميل جنسي مي شوند .

تغييرات شخصيتي از آن جا كه آلزايمر عملكرد مغز را تغيير مي دهد، شخصيت فرد نيز ممكن است دستخوش تغيير شود. فردي كه قبلاً پرتــحرك و شاداب بوده ، ممكن است گوشه گير شود. افراد گوشه گير و خجالتي ممكن است تبديل به افرادي پرخاشگر و ناآرام شوند .

نشان دادن هيجانهاي كودكانه از دست رفتن حافظه قديمي فرد باعث نقصان در توانايي استفاده از دانسته هاي سابق و تجربيات قبلي او مي شود و بنابراين رفتارهاي غير عادي و ناشي از خامي و بي تجربگي از فرد سر مي زند .

از عهده نظافت خود و لباس پوشيدن بر نمي آيد.

شناسايي بيماران

جهت شناسايي اين بيماران مي توان از آزمونهاي حافظه و تفكر استفاده كرد :

ســه شيء معمــولـي را نام مي بــريـم و از فرد مي خواهيم كه يك بار بلافاصله و يك بار سه دقيقه بعد اين نام ها را تكرار كند .

توانايي نام بردن روزهاي هفته با ترتيب معكوس توانايي شناخت دقيق روز، هفته، ماه و سال پيشگيري مقدم بر درمان سالمنداني كه از بيماري آلزايمر يا از اختلال هاي حافظهاي سبك رنج ميبرند ميتوان : ند

يك دفترچه يادداشت و يك مداد در جيب خود يا در كنار تلفن داشته باش ند و پيام هاي خود را در آن بنويسند.

حتي ميتوان ند يك تقويم به همراه داشته باش ند و رويدادهاي پيشبيني شده، حتي كارهاي روزمره را در آن بنويسند.

اشخاصي كه از افت حافظه رنج ميبرند، ميتوانند روي روزهايي كه سپري ميشود خط بكشند .

حل جدول ، بازي شطرنج و ساير بازي هاي فكري و اصولاً هر نوع فعاليت فكري مي تواند از ابتلا به بيماري آلزايمر جلوگيري كند .

معمولاً بيمار، مشكلات رواني و اجتماعي ديگر نظير افسردگي را نيز به دنبال آلزايمر تجربه مي كند. درمان ها و مراقبت ها در اين بيماران معمولاً در جهت كنترل و پيشگيري از اين گونه عوارض صورت مي گيرد .

مشاوره با بيمار و خانواده اگر يكي از اعضاي خانواده دچار اين بيماري است ، حالت خصومت و هذيان آنها را به خود نگيريد .

محيط خانه را طوري تغيير دهيد كه فرد بيمار دچار آسيب بدني نشود .

افراد مراقبتكننده از بيمار ميتوانند برخي از مشكلات بيمار را با اجراي ب عضي كارها كاهش دهند. مانند تكرار ، براي بيماراني كه مشكلي در حافظه دارند شايد يادآوري مكرر كمك كننده باشد .

ازجابه جا نمودن وسايل اين افراد بايد خودداري كرد .

اطمينان دهي در يك گفتگوي صميمانه مختصر و ح در عين ال قوي مي تواند بيمار مضطرب يا آشفته را آرام كند.

منحرف كردن ذ هن بيمار ( كه قدم زدن با بيمار مي تواند در اين زمينه كمك كننده باشد . )

جهت كاستن از گيجي بيمار مدام زمان و مكان را به وي گوشزد كنيد .

مكان هاي ناآشنـــا، بيماري جسمي و استــرس روانــي مي تواند گيجي را افزايش دهد .

كمك گرفتن از خانواده هاي ديگري كه بستگان مبتلا به دمانس خود را تحت مراقبت دارند، مفيد خواهد بود .

بنظر مي رسد كه شيوه هاي معطوف به كنار آمدن با كاهش توانايي حافظه موثر خواهند بود. چسباندن برچسب روي كشوها، وسايل و اتاق ها ممكن است به سازگار شدن برخي از بيماران در مرحله اوليه بيماري كمك كند .

اعضاي خانواده مي توانند شيوه هايي براي سازگار شدن با از دست رفتن حافظه بياموزند براي مثال، خانواده ها مي توانند سؤالاتي بپرسند كه پاسخ را در بطن خود داشته باشد. مثلاً پاسخ دادن به سوال “كسي كه الان با تلفن با او حرف زدي بابك بود يا مهران؟” خيلي آسان تر است تا پاسخ دادن به اين سوال كه”الان كي تماس گرفت؟”

بايد با محدوديت هاي شناختي اشخاص مبتلا به زوال عقل با ملايمت و مهرباني برخورد كرد. ديگران نبايد در حضور آنها درباره ناتواني هايشان صحبت كنند، فراموش كاري و رفتارهاي غيرعادي گاه و بي گاهشان را مسخره كنند، يا بدگماني هاي پارانويي شان را ناديده بگيرند.